جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

مقدمه

 

نقش دولت در یک قرن گذشته دچار تغییر و تحولات زیادی شده است. با اشاعه و توسعه سریع فنّاوری، انفجار جمعیت یا فشارهای فزاینده جمعیتی، دغدغه های رو به فزونی محیط زیستی، مخصوصاً فشار فزاینده جهت استحاله و ادغام در اقتصاد جهانی تحت عنوان جهانی شدن[1] از جمله مواردی است که دولت ها را ناگزیر می سازد واکنش های مناسب و پاسخ گویی های لازم را نسبت به آنها اعمال کنند. بنابراین بازبینی جایگاه و رفتارهای دولت و اینکه نقش دولت ها چه باید باشد و مهم تر اینکه چگونه باید ایفای نقش نمایند، ضروری می نماید. و از طرف دیگر، آموزه های تجربی سایر دولت ها مخصوصاً آنها که در پاسخ گویی به مطالبات مردم و انجام مسؤولیت های خود کارآمدتر و موفق تر بوده اند و نقش سازنده ای را در فرایند توسعه اقتصادی خود و به ویژه در بسط و گسترش عدالت اجتماعی یا برابری بیشتر اقتصادی و ریشه کن کردن یا کاهش فقر داشته اند و اینکه این آموزه ها چگونه باید به کار گرفته شوند، ازجمله مواردی است که در تبیین تفکری نوین درباره دولت و نقش آن تأثیر داشته است.[2]

با بررسی نقش مفهومی و تاریخی دولت و به استناد شواهد تجربی ناشی از عملکرد و اتخاذ سیاست ها و خط مشی های دولت و سازمان ها و نهادهای دولتی و اثر آن بر توسعه فرهنگی ـ اقتصادی دولت ها در سطح جهان، می توان چنین اظهار نمود که توسعه اقتصادی و اجتماعی با دوام، بدون وجود دولت مؤثّر و کارا، محال است. امروزه به نحو فزاینده ای پذیرفته شده است که برای تحقق هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی، وجود دولت مؤثّر وکارا اهمّیتی اساسی دارد. در عین حال، این مطلب نیز پذیرفته شده است که چنین دولتی باید نقش خود را بیشتر به عنوان شریک و فراهم آوردنده تسهیلات ایفا نماید تا مدیر و رهبر؛ به عبارت دیگر، دولت باید تکمیل کننده فعالیت بازار باشد، نه جانشین آن[3]. در این مقاله، ابتدا اشاره ای به مفهوم بازار و دولت خواهیم داشت، سپس ضرورت حضور دولت در اقتصاد را بیان می کنیم. در قسمت دیگری از این مقاله، ویژگی های دولت توسعه گرا را مطرح خواهیم کرد و در پایان، به بررسی ویژگی های دولت توسعه گرا در ایران می پردازیم.

مفهوم بازار و دولت

بازار سازمانی است که مصرف و تولید کالاها و خدمات را از طریق معاملات داوطلبانه هماهنگ می کند. در مقابل، دولت سازمانی برای قبضه کردن قدرت قهری مشروع است.[4]

با استفاده از این فشار اجباری، دولت هماهنگ کننده فعالیت های مردم طبق قوانین و مقررات است. بر اساس بخشی از این قوانین، دولت با اعمال قدرت، منابع و مسؤولیت اموری را که بازار از انجام آن ناتوان است به عهده می گیرد.

اگر بازار بتواند به تخصیص مطلوب منابع از نظر اجتماعی دست یابد، دیگر نیازی به دخالت قهری دولت در فعالیت های اقتصادی نخواهد بود. به هر حال، بازار نمی تواند به بهینگی در همه فعالیت های اقتصادی دست یابد. به عبارت دیگر، بازار در انجام برخی فعالیت های اقتصادی نارسا است. نارسایی بازار و دغدغه خاطر برای تأمین عدالت اجتماعی دو دلیل عقلی و اقتصادی است که دخالت دولت را توجیه می کند. اما ذکر این نکته لازم است که هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که چنین دخالتی حتماً به نفع اجتماع تمام می شود. حقیقت این است که نارسایی دولت نیز می تواند به اندازه نارسایی بازار مصداق داشته باشد. چالش پیش رو این است که تمهیداتی باید اندیشیده شود که فرایند سیاسی و ساختار انگیزه ها را درست و صحیح درک نمایند و رفاه اجتماعی را در عمل بهبود بخشند.[5] در این راستا، سه وظیفه عمده ذیل را می توان برای دولت برشمرد:

1 ـ مسؤولیت جنگ: برای هر جامعه ای احتمال این که درگیر جنگ شود، وجود دارد. بدین لحاظ، جامعه هزینه هایی را برای سازماندهی نیروی مدافع می پردازد. برای انجام این امر، ناگزیر از داشتن دولت هستیم.

2 ـ حفظ نظم کشور: برقراری نظم و امنیت نیز از جمله مواردی است که وجود دولت را ضروری می سازد.

این دو وظیفه جزو وظایف کلاسیکی است که نقطه مشترک دولت های باستانی و مدرن به شمار می ایند. اما در عصر جدید، وظیفه سومی نیز در کانون توجه قرار گرفته است. از آن جا که بقای سیاسی و آرامش داخلی، اغلب بسته به اوضاع اقتصادی است، دولت ها مسؤولیت تحوّل اقتصادی را نیز بر عهده گرفته اند. همواره پیوندی بین موفقیت اقتصادی و توان جنگی وجود داشته است و شکست اقتصادی در نهایت به معنای افول موقعیت رائوپلیتیک بوده است. اکنون نقش اقتصادی دولت از حصول به اهداف نظامی هم فراتر رفته و سرچشمه مشروعیت دولت است، به عبارت دیگر، فقط اهداف کلاسیک، یعنی بقای نظامی و نظم داخلی مطرح نیست[6]؛ بلکه اقتصاد نیز در اولویت توجه دولت قرار گرفته است. این وظیفه دولت در سه نقش تخصیص، تثبیت و توزیع خلاصه می شود که مختصراً به شرح هر یک می پردازیم:

تهیه و تدارک کالاهای عمومی و یا فرایندی که در طول آن، منابع کل بین کالاهای خصوصی و عمومی تقسیم می شود و هم چنین رکیب کالاهای عمومی مورد تصمیم گیری و گزینش قرار می گیرد، یکی از نقش های دولت است که می توان آن را نقش تخصیصی نامید[7].

منظور از نقش توزیعی، حرکت دولت در راستای ایجاد توزیع درآمد عادلانه است. هم چنین دخالت دولت در قالب نقش تثبیتی نیز بدین معناست که نظام های اقتصادی، به طور دوره ای از مسأله تورّم، بیکاری، فقدان رشد و... رنج می برند. دولت ها برای رفع تورّم و بیکاری و تلاش برای حصول به رشد معقول و بهبودتر از پرداخت ها، در اقتصاد دخالت می کنند.[8]

ویژگی های دولت توسعه گرا

امروزه تلاش برای دست یافتن به جایگاهی بهتر در اقتصاد جهانی، بخش مهمی از مبارزه برای توسعه می باشد. تقسیم کار بین المللی ایجادکننده سلسله مراتب یا پایه ای برای بهبود رفاه است. بحث بهبود رفاه در قالب نظریه مزیت نسبی مطرح می شود؛ یعنی هر کشوری که بهترین کارکرد خود را محور قرار دهد، به بهترین نتیجه می رسد. پرثمرترین فعالیت هر کشوری، فعالیتی است که با منابع و عوامل موجود در آن کشور هم سازتر باشد. تلاش برای تولید کالاهایی که کشورهای دیگر، نوع مرغوب آن را تولید می کنند، تنها باعث می شود که سطح رفاه آن کشور افت کند.

تن دادن به این که توسعة ملی رابطه ای تنگاتنگ با اقتصاد جهانی ـ که در آن برخی جایگاه ها پویاتر و مفیدترند ـ دارد، ما را با پرسش دیگری مواجه می کند: ایا جایگاه های نظام بین المللی تقسیم کار، ساختار تعیین شده ای دارد یا می توان آن را تغییر داد؟ به عبارت ساده تر،ایا کشورها می توانند جایگاه خود در تقسیم بندی بین المللی کار به دلخواه تغییر دهند؟[9]

دیدگاه های سنتی نظریة مزیت نسبی معتقدند کشورهایی که می کوشند کاری به غیر از کارهای دارای بیشترین میزان هم سازی با مواهب تولیدیشان انجام دهند تولید خود را تلف کرده و امکانات حاصل از تجارت را از دست می دهند. کشوری که دارای ذخایر است، اگر آنها را نفروشد، کار نابخردانه ای کرده است. اگر آب و هوای کشوری برای پرورش قهوه مناسب باشد، اما سراغ تولید گندم برود، ضرر کرده است. بنابراین کشورها باید بهترین کار خود را انجام دهند و در غیر این صورت، تیشه به ریشه خود زده اند.

نتیجه این که بر اساس دیدگاه سنتی مزیت نسبی، هر کشوری باید در پی مزیت خود باشد. اما منظور از مزیت نسبی چیست؟ دیدگاه های مختلفی در این زمینه وجود دارد. به عنوان مثال، ریکاردو مزیت نسبی را در مواهب طبیعی می داند؛ هکشر و اوهلین کمبود نسبی نیروی کار و سرمایه محلی را در کانون توجه قرار داده اند.

اما دیدگاههای مدرن معتقدند که باید به سراغ ایجاد مزیت نسبی رفت. اما چگونه می توان مزیت نسبی ایجاد کرد؟ نظریه پردازان «چرخه محصول» مثل ورنون و ولز نشان داده اند که محصولات هم دارای خط سیر توسعه اند. کشوری که در اوج محصولی به سراغ آن می رود، به بهره ای متفاوت از کشورهایی می رسد که به هنگام سیر نزولی آن محصول، به سراغش می روند. در هر مقطع از زمان، کالاهای محدودی هستند که دارای چنین ویژگی باشند. در چنین شرایطی، اگر دولتی این توانایی را به جامعه خود بدهد که بتواند در محصولی که شاخص بشری است، مزیت نسبی ایجاد کرده، در تقسیم کار بین المللی برای خود سهم بگیرد، چنین دولتی دارای ویژگی های دولت توسعه گرا است.

پس یکی از ویژگی های دولت توسعه گرا ایجاد مزیت نسبی است. ویژگی های دیگر دولت توسعه گرا عبارت است از:

1) انباشت سرمایه و کمک به کارآفرینی

نقش دولت در کمک به کارآفرینی در 4 عامل خلاصه می شود:

الف) در قانون گذاری مراقبت را بر ترویج ترجیح دهد. توضیح اینکه هر دولتی مقرّراتی را تدوین و اجرا می کند؛ اما تأکید مقرّرات متفاوت است. برخی عمدتاً ترویجی اند و تشویق و انگیزه سازی را هدف قرار داده اند و برخی معکوس این حالت را دارند و محدودسازی یا جلوگیری از ابتکارات بخش خصوصی را هدف قرار داده اند. تلاش درزمینة نوعی قانون گذاری که در آن، مراقبت بر ترویج ارجحیت داشته باشد، بیانگر نقش متولّی برای دولت است.[10]

ب) هر دولتی نقش تولید کنندگی هم دارد و مسؤولیت مستقیم عرضه انواع خاصی از کالاها را بر عهده دارد. دولت در کمینه ترین حالت، چنین نقشی را در مورد کالاهای زیرساختی ایفا می کند.

منظور از کالاهای زیرساختی کالاهایی است که ویژگی جمعی یا عمومی دارند؛ مثل جاده، پل و شبکه های ارتباطی. در چنین حالتی، فرض بر آن است که سرمایه خصوصی نمی تواند حجم لازم برای تولید کالای مورد نیاز را تأمین کند. بنابراین دولت نقش «متصدی» را ایفا می کند. نتیجه این که دولت در جایی مجاز به تصدی گری است که بخش خصوصی نتواند و یا نخواهد سرمایه گذاری کند.[11]

ج) دولت به جای آن که جانشین تولیدکنندگان خصوصی شود، کارآفرین باشد یا کارآفرینان موجود را تشویق کند که خطر کنند و وارد انواع چالش آفرین تری از تولید شوند. در این راه، از انواع شیوه ها و خط مشی ها می توان بهره گرفت. یکی از شیوه ها ایجاد حالت «گلخانه ای» در زمینه تعرفه ها برای بخش های نوپا است تا بتوانند در برابر رقابت بیرونی دوام بیاورند. یارانه دادن و تشویق مالی یکی دیگر از راه ها است.کمک به مذاکره کارآفرینان محلی با سرمایه های فرملی یا حتی آگاه کردن آنها از اهمّیت یک بخش اقتصادی خاص از جمله امکانات دیگری است که می توان به کار گرفت.[12] این نقش بیانگر نقش قابلگی دولت می باشد.

د) دولت در برابر تغییرات جهانی، از کارآفرینان بخشی خصوصی حمایت کند. این نقش که معروف به نقش پرورشگری است، شکل های مختلفی دارد و از آگاه سازی ساده تا کارهای پیچیده ای مانند ایجاد سازمان های دولتی برای انجام کارهای مکمّل مخاطره آمیز، مثل تحقیق و توسعه را شامل می شود.[13]

2) رابطه دولت با نهادهای اجتماعی

دولت باید رابطه منطقی با جامعه داشته باشد؛ یعنی باید درون مناسبات اجتماعی نیرومندی قرار گیرد که آن ها را به جامعه پیوند می زند و مجراهایی نهادینه برای مذاکره مستمر و مجدد درباره هدف و خط مشی ها را مهیا کند.

بررسی ویژگیهای دولت توسعه گرا در ایران

بررسی وضعیت اقتصادی ایران حاکی از آن است که اقتصاد ایران وابسته به نفت است و این وابستگی از عوامل عدم ایجاد دولت توسعه گرا در ایران می باشد.

از آن جا که بخش عظیمی از منابع درآمدی دولت از طریق درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت تأمین می گردد، می توان دولت ایران را یک دولت «رانتیر» نامید. دولت رانتیر دولتی است که به طور مداوم، دریافت کننده مقادیر عظیمی از رانت خارجی (مانند درآمدهای نفتی، کمک های بلاعوض و...) است که توسط حکومت ها یا مؤسسات خارجی پرداخت می گردد. دولت رانتیر دولتی است که رانتی که دریافت می کند دارای منشاء خارجی است؛ به این معنا که هیچ گونه ارتباطی با فرایندهای تولیدی در اقتصاد داخلی ندارد. رانت قسمت عمده درآمد این دولت را تشکیل می دهد، در حالی که درصد بسیار ناچیزی از نیروی کار مشغول تولید رانت هستند و بالاخره دولت، به تنهایی دریافت کننده رانت می باشد.[14]

از آن جا که دولت های رانتیر دریافت کننده مستقیم رانت هایی هستند که هیچ گونه پیوند اساسی با کارکرد اقتصاد داخلی ندارند، از اقتصاد داخلی و جامعه خویش بی نیاز شده و دارای استقلال می گردند. استقلال در اینجا به این معناست که دولت می تواند به اتخاذ و اعمال سیاست ها بدون دل نگرانی نسبت به منافع گروه های اجتماعی بپردازد.[15]

به این ترتیب، دولت رانتیر اولاً کم ترین وابستگی ممکن را به جامعه وکارکرد اقتصاد داخلی دارد، ثانیاً می تواند به هر شیوه که می خواهد رانت در دسترس خویش را تخصیص داده و توزیع کند. این دولت چون وابستگی مالی به جامعه، به ویژه کارکرد اقتصاد داخلی ندارد، تلاش برای بهبود اقتصاد کشور برای آن امری اختیاری بوده، و هیچ ضرورت حیاتی و اضطراری ندارد.[16]

هم چنین به علت در دسترس بودن درآمدهای نفتی، دولت رانتیر ایران، چه در گذشته و چه در حال، انگیزه جدی برای تأسیس یک اساس مالیاتی قوی برای خود نداشته است. وابستگی به درآمدهای نفت که به آسانی در اختیار هستند، باعث می شود شکل گیری تدریجی و آرام پایه و اساسی مالیاتی که به حد کافی وسیع بوده و با فعالیت های اقتصاد داخلی در هم تنیده باشد، میسّر نشود.[17]

خلاصه این که اگر خواهان توسعه هستیم، باید با جدیت، درآمدهای نفتی را تا آن جا که ممکن است، از بودجه حذف نماییم.

[1] . Globalization

[2]. محمد خویش چهره؛ بررسی قلمرو مداخلات دولت در فرایند توسعه؛ فرهنگ عمومی؛ 34 (بهار 82)؛ ص 15.

[3]. بانک جهانی؛ نقش دولت در جهان در حال تحول؛ حمید رضا برادران شرکا و دیگران؛ (تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، 1378)؛ ص 44.

[4]. یوجیرو هایامی؛ اقتصاد توسعه: از فقر تا ثروت ملل؛ ترجمه: غلامرضا آزاد (ارمکی)؛ (تهران: نشر نی، 1380)؛ ص 256.

[5]. نقش دولت در جهان در حال تحول؛ ص 64.

[6]. پیتر اوانز؛ نقش دولت در تحول صنعتی؛ عباس زند باف و عباس مخبر؛ (تهران: طرح نو، 1380)؛ ص 37.

[7]. یدالله دادگر؛ اقتصاد بخش عمومی؛ (قم: دانشگاه مفید، 1380)؛ ص 76.

[8]. پیشین؛ ص 76.

[9]. نقش دولت در تحول صنعتی؛ ص 40.

[10]. پیشین؛ ص 47.

[11]. پیشین؛ ص 57.

[12]. پیشین؛ ص 48.

[13]. همان.

[14]. امیرحسین حاجی یوسفی؛ دولت، نفت و توسعه اقتصادی در ایران؛ (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378)؛ ص 100.

[15]. همان؛ ص 101.

[16]. همان؛ ص 102.

[17]. همان؛ ص 104.


موضوع : وظايف دولت و ملت در حمايت از كار وسرمايه ملي

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 1:41 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



در میان اقلام مختلفی که این روزها شاهد گران شدن آنها هستیم، در کنار مسکن و خدمات و سوخت و غیره، گران شدن مواد غذایی و کشاورزی به گونه ای متفاوت آزار دهنده و نگران کننده است. این موج گرانی ها که مختص کشور ما هم نیست و روندی کاملا جهانی دارد، به دلایل متعددی مانند گران شدن نفت و در نتیجه بنزین، مازوت و گازوییل که شریان های حمل و نقل هستند از یک طرف، استفاده از منابع کشاورزی به عنوان سوخت های جایگزین پاک (مانند دانه های غلات) از طرف دیگر و ناامنی های سیاسی و اقتصادی در نقاط مختلف جهان بروز نموده و امروز تمام مردم دنیا را به خود مبتلا نموده است. مطلب زیر رو از بولتن هفتگی اتاق بازرگانی بین الملل انتخاب کرده ام که به کشور های جهان توصیه به سرمایه گزاری کلان در بخش کشاورزی می کند:
جهان کسب و کار راه‌ حل‌ های چندگانه‌ای را برای افزایش بهره‌وری در صنعت کشاورزی (با حفظ تنوع زیستی) توصیه می‌کند. همچنان که تحقیقات برای یافتن راه‌های کنترل افزایش قیمت مواد غذایی شدت می‌یابد. اتاق بازرگانی بین‌المللی، مذاکره کنندگان گروه (COP-۹) Conference of the Parties را در نهمین جلسه گردهمایی که در شهر بن برای بررسی تنوع زیستی برگزار می‌ شود را تشویق به یافتن راه حل های چندگانه می‌نماید. این راه‌حل‌ها می‌تواند به عنوان مؤثرترین روش برای گسترش شیوه های کشاورزی پایدار در نظر گرفته شود که برای تأمین غذای جمعیت رو به رشد دنیا لازم است.
آقای گای سبان دبیرکل ICC در این زمینه گفت: تنها یک راه حل نمی‌تواند همه جوانب را در نظر بگیرد و خط مشی های مؤثر بسیاری وجود دارد که باید مورد حمایت قرار گیرند و تکرار شوند تا به بخشی از سیاست های اصلی شیوه‌های کشاورزی درآیند.
گفتنی است مؤسسات بازرگانی و صنعتی مهارت‌هایشان را در نهمین اجلاس COP در میان می‌گذارند تا به چالش‌های بخش کشاورزی و تنوع زیستی بپردازند. بدین منظور اتاق بازرگانی بین‌المللی (ICC) دولت ها را تشویق به سرمایه گذاری‌های کلان در بخش کشاورزی نموده تا با افزایش بهره‌وری، تنوع زیستی نیز در مزارع زیاد گردد و جایی که لازم است چارچوب نهادینه‌ای قرار دهد تا تعهدات تجاری و سرمایه‌گذاری بر روی فناوری‌ها و روش‌های با دوام کشاورزی حمایت شوند.
آقای جک ویلکینسن Jack Wilkinson رئیس اتحادیه تولید‌کنندگان کشاورزی گفت: دولت‌ها لازم است این مکانیسم را که شامل خدمات اکوسیستمی ‌و حفظ مناظر کشاورزی است حمایت کنند. به علاوه مزرعه‌داران متولیان تنوع زیستی کشاورزی دنیا هستند.
آقای ویلکینسن به عنوان سخنران اصلی این نشست در روز ۲۲ می که به مناسبت گرامی‌داشت روز بین‌المللی تنوع زیستی برگزار شده بود به دو موضوع اصلی تنوع زیستی و کشاورزی پرداخت. سخنرانان دیگر نیز به ارایه راه‌کارهایی پرداختند که طی آن کشاورزان و بخش خصوصی می‌توانند با همکاری هم باعث افزایش بازده کشاورزی و تنوع زیستی به شکل نظام یافته گردند.


موضوع : وظايف دولت و ملت در حمايت از كار وسرمايه ملي

منبع : ويستا




 
 
[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 10:07 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

اینکه سال 91 با شعار تداوم «جهاد اقتصادی با رویکرد حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی» از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی نام گذاری شد حاوی چند پیام است:

یکم: تعبیر به جهاد اقتصادی علاوه بر آنکه یک معنای ارزشی و مقدس را در اذهان و انظار متبادر می سازد، اشاره به نوع و جنس جنگ دارد. در ذهن عموم مردم مفهوم جنگ و جهاد با حضور تن به تن در جبهه و جنگ فیزیکی مترادف است و حال آنکه از قدیم الایام انواع جنگ های اقتصادی و فکری و مذهبی و... مطرح بوده که امروزه به آنها جنگ نرم و جنگ سخت اطلاق می گردد. بنابراین، تعبیر به جهاد اقتصادی بیانگر نوع جهاد ملت ایران می باشد.

دوم: در اینکه صحنه نبرد به صحنه جنگ اقتصادی تعریف شده است هیچ تردیدی وجود ندارد. مسئله اساسی و حیاتی امروز کشور ما به روایت دشمنان ما و شواهد تاریخی و قراین موجود جبهه اقتصادی دشمن بر این مسئله هم تأکید دارد و همین در مواضع متعدد تصریح نموده است که به جای حمله نظامی به ایران از حربه اقتصادی علیه ملت ایران و انقلاب اسلامی ایران بهره خواهیم برد. اینکه چرا دشمن جبهه اقتصادی را برگزیده است دلایل متعددی دارد که در این مختصر مجال پرداختن به آن نیست.

سوم: اهل اقتصاد و فعالان بخش خصوصی و تشکل های صنفی اقتصادی در حوزه های مختلف اقتصاد و صنعت و خدمات و تولید بایستی این تعبیر را ارج بنهند و برای عملیاتی ساختن آن به ارایه راه کار و الگو اجرایی طرح و ایده بدهند. زیرا به نظر می آید هیچ گاه تا به حال اینگونه از سرمایه و نیروی کار ایرانی حمایت صریح و روشن به عمل نیامده است.

چهارم: اینکه عملکرد مسئولان اجرایی کشور و قوای سه گانه کشور در سال 90 در حوزه جهاد اقتصادی چه بوده است، نیازمند بررسی همه جانبه و تفصیلی می باشد ولی این امر موجب نمی گردد تا از ارزیابی اجمالی آن صرف نظر نمود. واقعیت این است که علی رغم کارهای خوب و مفیدی که صورت گرفته است، با توجه به ظرفیت های موجود و قابلیت ها و استعدادهای ملـی و فرا ملـی، کـارنامه درخشانی از خودمان برجای نگذاشتیم و اگر برنامه ریـزی و هـدف گذاری صحیحی صورت می گرفت قطعاً شاهد دست آوردهای بالاتری می بودیم و کمتر فرصت سوزی می کردیم.
پنجم: مهم آن است که در ورای همه سخنرانی ها و نوشتارها و برگزاری مجامع و سمینارها روح مطلب و جهاد اقتصادی و را فهم نمائیم والاّ اگر رهبری مطلبی را بگویند و مطالبه ای را مطرح کنند و مسئولان کار دیگری انجام دهند معلوم است که هدف ما محقق نخواهد شد و امیدها به سراب تبدیل خواهند شد.

جان کلام و حقیقت این نام گذاری، توجه و اعتماد به بخش خصوصی است. فراهم ساختن زمینه بالندگی و شکوفایی بخش غیر دولتی است، کاهش تصدی گری دستگاه های دولتی و شبه دولتی است، واگذاری کارها به معنای حقیقی کلمه به صاحبان و سرمایه گذاران و کارآفرینان و مدیران بخش خصوصی است، و این مطلبی است که متأسفانه زمینه و بستر فکری و فرهنگی آن در بین مدیران ما فراهم نگردیده است و لذا در اجرا گرفتار فراز و فرود می شویم.
اگر نقش فعال و مثبت بخش خصوصی در صحنه جهاد اقتصادی بخوبی تبیین شود، آنگاه تهدیدات دشمن در تحریم اقتصادی ملت ایران به فرصت های یگانه ای تبدیل خواهد شد که ایران را به شاخص های مهم تولید و رشد اقتصادی خواهد رسـانید. ولی متأسفانـه نگاه هـای ناقص و ناتمام به ظرفیت عظیم بخش خصوصـی و عدم واگذاری اجرای طرح ها به مردم موجب گردیده این استعداد بالقوه کشور رشد نکند و شکوفا نگردد. تجربه همه کشورهـایی کـه این مسیر را طـی نموده اند و علی رغم کمبودهای فراوان و مشکلات اقتصادی کمرشکن ناشی از جنگ های جهانی توانسته اند جزء کشورهای پیشرفته دنیا قرار بگیرند، نشان می دهد که واگذاری کارها به مردم و بخش خصوصی و هدایت و سیاست گذاری دولت در عرصه های مختلف می تواند کشور را شکوفا سازد.

ششم: واکاوی صحنه نبرد اقتصادی به ما می آموزد که دشمن برای دستیابی به اهداف خود خیمه فرماندهی را هدف قرارداده است و بدیهی است در صورت توفیق دشمن در انهدام و یا از کار انداختن اطاق فکر، جهاد اقتصادی سرنوشت دیگری پیدا خواهد نمود.

تجربه های در دسترس به ما می گوید نقشه های دشمنان چندان هم غیر قابل پیش بینی نیست، بازسازی مدل های به کار گرفته شده و آزمون و خطای انجام شده، استراتژی و تاکتیک دشمن را در جهاد اقتصادی در برابر ما می گذارد. آنچه سال گذشته در بازار ارز و سکه اتفاق افتاد به هیچ وجه یک قدم بی نظیر و خلاقانه و مبتکرانه نبود، امری بود که دلسوزان نظام و کشور، کتباً و شفاهاً آنرا به مسئولان متذکر شدند ولی متأسفانه توجه نکردند و حتی به راه حل های مستدل و منطقی ارایه شده در مقابله با بحران ارز و طلا بی اعتنایی نمودند و البته زمانی هم توصیه ها را به کار بستند که شاهد تأثیر فوق العاده آن در فرونشستن التهاب بازار طلا بودیم. انحلال سازمان مدیریت، تأخیر در ارایه لوایح بودجه سالانه، و نهایتاً تصویب دیر هنگام آن (ماه های فروردین و اردی بهشت سال بعد) پیام های غلطی را به دشمن منعکس می کند که موجب تجری او می گردد.

هفتم: با این مقدمه نسبتاً طولانی به بررسی اقتضاآت و لـوازم ضروری سـال جهاد اقتصادی و پیامـدهای مثبت آن می پردازیم.


« اقتضاآت سال جهاد اقتصادی » 

1-    برای اجرایی ساختن شعار حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی ابتداءً نیازمند ایجاد باور ذهنی و فرهنگی و هماهنگی بین تمام اجزاء و عناصر کشور و همدلی همه مدیران نظام در تمام رده ها می باشیم تا عزم ملی ما مبنی بر تحقق شعار امام راحل(ره) « ما می توانیم » به فصیلت برسد.
هماهنگی در داشتن برنامه بین سیاست گذاران و مجریان و تولید کنندگان و مصرف کنندگان در بخش های مختلف می تواند راه را تسهیل نماید.
2-    دولت با تشکیل بروکراسی اداری و اصلاح و حذف برخی مقررات زاید و دست و پا گیر و ساماندهی و اصلاح سیستم بانکی و فعال سازی وزارت تجارت و صنعت و معدن و گمرکات کشور می تواند تحریم ها را دور بزند و نقشه های استکبار جهانی بر علیه ملت ایران را ناکام بگذارد.
3-    مجلس شورای اسلامی در جایگاه قوه مقننه با تصویب طرح ها و لوایح اثر گذار به حمایت جدی و همه جانبه از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی بپردازد مجلس باید بدون انفعال و جوزدگی و سیاست زدگی و صرفاً در راستای تحقق یک هـدف کلان پیش قدم شده و با کارشناسی و دقت نظر به تعبیر مقام معظم رهبری  بـه ریل گذاری برای قوه مجریه بپردازد هر چند که مجلس شورای اسلامی (خصوصاً در دور هشتم) با تصویب برخی طرح و لوایح بنیانی قدم اولیه را در این مسیر برداشته است ولی این مسیر پر فراز و نشیب نیازمند رصد دائمی تحولات منطقه ای و جهانی می باشد و لذا لازم است با روزآمد ساختن قوانین و استفاده حداکثری از ظرفیت کارشناسی کشور همچون گذشته در میدان جهـاد اقتصادی پیش قـدم و پیش آهنگ باشـد که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
4-   
الف- مجلس هشتم با تشکیل کمیسیون ویژه و کارگروه ها و طرح موضوع در کمیسیون های مرکز پژوهش ها، در نظر داشت لایحه هدفمندی یارانه ها در طول پنج سال و با رعایت همه جوانب و مصالح کشور و ظرفیت اقتصادی و عدم فشار بر مردم به ویژه دهک های کم درآمد، همراه با مشخص شدن جزئیات امر در قانون و ترسیم جداول افزایش قیمت ها به طور دقیق سامان یابد، هرچند که این قانون به طور کامل اجرایی نشد ولی باز مجلس شورای اسلامی در قانون بودجه سال 1390 با اصلاحاتی که در برخی از مفاد قانون اعمال کرد، سهم بخش های مختلف صنعت و کشاورزی را مشخص نمود.

ب- تصویب قانون مهم برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور مجلس هشتم بین دو گزینه تصویب سریع لایحه و یا بررسی دقیق و کارشناسی آن، گزینه دوم را انتخاب کرد و بررسی آن حدود 10 ماه در مجلس طول کشید. صرف نظر از مشترکات برنامه اول تا پنجم توسعه به شرح ذیل می باشد:

1) عدالت اجتماعی، دفاع از حقوق و کرامت انسانی، تأمین اجتماعی، توزیع مناسب درآمدها، به دور از فقر و فساد و تبعیض.
2) جلب گسترده مشارکت مردم و مردمی کردن حوزه های اقتصادی و اجتماعی.
3) ایجاد فضای مناسب برای تحقق جهش بلند اقتصادی و اجتماعی.
4) تحقق دو شاخص پایه ای پیشرفت و عدالت و توجه به دین باوری و خود باوری.
5) ترسیم الگوی بومی و نقشه اسلامی- ایرانی به منظور حرکت شتابنده به سمت تحقق جامعه اسلامی اسوه و شاهد.

ج- قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان

د- قانون ایجاد مناطق جدید ویژه اقتصادی که به منظور رفع موانع رشد و توسعه و ایجاد رونق اقتصادی در برخی مناطق کشور به تصویب رسید

هـ- قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید به منظور تسهیل اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی

و- قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی

این قانون به منظور اجرای برنامه ها و سیاست های مدیریت کـارآیی انرژی با هـدف کنترل اتلاف انرژی در بخش های مختلف عرضه و تقاضا و حفظ ظرفیت صادرات انرژی کشور برای بلند مدت به تصویب رسید.

ز- قانون اصلاح قانون نفت

به منظور توسعه صنعت نفت و گاز کشور و افزایش نظارت پذیری فرآیند استحصال تا بهره برداری و فروش و همچنان شفاف سازی روابط مالی حوزه نفت و گاز و تمهید شرایط تحقق مفاد قانون اساسی و سیاست های کلی نظام به ویژه اصل 44 قانون اساسی.

ح- قانون ارتقاء کیفی تولید خودرو و سایر تولیدات صنعتی داخلی

ط- قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات.

ی- تصویب قوانین مهندسین ناظر تولیدات کشاورزی و قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی و قانون نظام جامع دام پروری کشور.

ک- قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی که با هدف لزوم حمایت دولت از کسب و کارهای کوچک درون خانه و کمک به اقتصاد گروه های محروم به تصویب رسیده است و بر اساس این قانون دولت موظف است زمینه اشتغال متقاضیان مشاغل خانگی را فراهم آورد.

4- شعار حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی در بر دارنده یک معنای اثباتی است که به نوبه خود پایه و مقوّم این شعار به حساب می آید و آن عبارت است از اعتماد سازنده مثبت به فعالان بخش خصوصی، اعتماد به کسانی که برای مقابله با تحریم ها و خروج از بحران ها می توانند ابتکارات فراوانی را به خرج دهند. این اعتماد موجب می گردد تا فعالان بخش خصوصی از اعتماد به نفس کافی برخوردار شوند و این حس به نوبه خود روحیه جهادی را در تک تک عوامل مؤثر در این عرصه رقم خواهد زد.
5- برقراری ارتباط وثیق و همدلانه بین دو حوزه صنعت و دانشگاه نشانه عزم جدی مسئولان بر حمایت از سرمایه و کار ایرانی است حمایت از تولید ملی به معنای تقویت توان تولیدکنندگانی است که می خواهند در عرصه بازارهای بین المللـی با کالای ایرانـی حضور یابند تضمین کیفیت محصول و به روز بودن محصولات ما در زمینه های فنآوری و... موجب می گردد تولید ملی با پشتیبانی علمی و دانشگاهی توان رقابت و حضور در بازارهای جهانی را داشته باشد.
6- حمایت از تولید ملی به معنای توجه به استاندارد سازی محصولات داخلی و بالا بردن سطح اعتماد مردم در مصرف کالاهای تولید داخل است. آسیب شناسی بی توجهی مردم به مصنوعات داخلی و اقبال آنان به محصولات مشابه خارجی موجب می گردد تا ما برای تقویت حس مصرف کالای داخلی نسبت به تولید کیفی با بهره گیری از دانش و خلاقیت ایرانی بیش از گذشته حساس باشیم
7- یکی از مصادیق حمایت از کار و سرمایه ایرانی، ضرورت توجه جدی مسئولان اقتصادی کشور به توانائی ها و سرمایه ها و ظرفیت های اقتصادی ایرانیان مقیم خارج از کشور است.
حمایت از کار و سرمایه ایرانی به معنای ایجاد زمینه مناسب برای ورود سرمایه های ایرانی به بازار داخل است، پشتیبانی و رفع موانع سرمایه گذاری به معنای ایجاد امنیت و حمایت از کار و سرمایه ایرانی است.
8- به کارگیری ظرفیت قانون صندوق توسعه ملی می تواند سهم بسزایی در حمایت و رونق تولیدات ملی ما داشته باشد.
9- فلش حمایتی ما باید به سوی تولیدات ملی با قابلیت صادرات به میزانی که محصولات ما قابلیت صادراتی داشته باشند. به همان نسبت ما در داخل کشور از ایجاد اشتغال پایدار و مولد و نشاط اقتصادی برخوردار خواهیم شد.
10- شعار تحقق حمایت از تولید ملی نیازمند ترویج جدی این تفکر ملی است و تا عزم ملی همه آحاد ملت فراهم نگردد دستیابی عملی به این شعار غیر ممکن است. فرهنگ سازی و ترویج این ایده برای چند سال پیاپی همراه با سیاست گذاری و اجرای شایسته قوانین مرتبط با این موضوع می تواند تحقق بخش منویات مقام معظم رهبری در قالب تعیین شعارهای سالانه نوروزی باشد.

* نماینده مردم شریف قم در مجلس شورای اسلامی


موضوع : وظايف دولت و ملت در حمايت از كار وسرمايه ملي

منبع : اعتدال




 
 
[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 11:51 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



- یکم؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در دیدار صدها نفر از جوانان 73 کشور جهان از جمله جوانان مصر، تونس، لیبی، لبنان، یمن، بحرین و فلسطین در دهم بهمن ماه سال 1390 فرمودند، تاریخ بشریت بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحول عظیم قرار دارد.

رهبر انقلاب تأکید کردند: بشریت از همه مکاتب و ایدئولوژی های مادی اعم از دموکراسی، لیبرال دموکراسی و ناسیونالیسم سکولار عبور کرده و در آغاز دوران جدیدی است که بزرگترین نشانه آن، توجه ملتها به خدای متعال، استمداد آنها از قدرت لایزال الهی و اتکای ملتها به وحی است.
ایشان با اشاره به «تسلط شبکه دیکتاتوری پیچیده، خطرناک، فاسد و شیطانی صهیونیستها و قدرتهای استکباری» بر جهان افزودند: قیام ملتهای منطقه علیه دیکتاتورهای وابسته، جزیی از مبارزه بشریت با دیکتاتوری جهانی صهیونیستهاست و جامعه بشری با پشت سر گذاشتن پیچ بزرگ تاریخی، از سیطره این دیکتاتوری خطرناک رها می شود و این تحول عظیم براساس وعده صادق پروردگار، به آزادی ملتها و حاکمیت ارزشهای معنوی و الهی منجر خواهد شد.
دوم؛ معظم له تقریباً یک ماه پس از تبیین تحولات داخلی و خارجی در جمع جوانان کشورهای اسلامی و مشخصاً در هفدهم اسفند 1390 در حکمی اعضای حقیقی و حقوقی «شورای عالی فضای مجازی» را منصوب کردند.
رهبر انقلاب اسلامی آثار چشمگیر شبکه جهانی اینترنت به عنوان رسانه قدرتمند و تازه ظهور در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، لزوم برنامه ریزی و هماهنگی به منظور پیشگیری از آسیبهای ناشی از آن، و بهره گیری حداکثری از فرصتها در راستای ارائه خدمات گسترده و مفید به مردم را از دلایل اصلی ضرورت تشکیل شورای عالی فضای مجازی برشمردند و تأکید کردند: «این شورا وظیفه دارد مرکزی را به نام مرکز ملی فضای مجازی کشور ایجاد کند.»
سوم؛ رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خطاب به مردم ایران، سال 1391را سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی اعلام کردند.
در بخشی از پیام نوروزی ایشان آمده است: «سالی که گذشت - سال 90 - یکی از سالهای پر حادثه در سطح جهان و در منطقه و در کشور ما بود. آنچه که در مجموع انسان مشاهده می کند، این است که این حوادث بر روی هم به سود ملت ایران و در راه کمک به هدفهای آن، تمام شده است. آن کسانی که اهداف بدخواهانه ای درباره ملت ایران و ایران و ایرانی در سر می پرورانند، در کشورهای غربی دچار مشکلات گوناگون هستند.
در سطح منطقه، ملتهایی که جمهوری اسلامی از آنها همواره حمایت کرده است، به هدفهای بزرگی دست پیدا کرده اند؛ دیکتاتورهایی به زیر کشیده شدند؛ قانونهای اساسیِ مبتنی بر اسلام در کشورهایی تصویب شد؛ دشمن درجه یک امت اسلامی و ملت ایران - یعنی رژیم صهیونیستی - در محاصره قرار گرفت. در داخل کشور، به معنای حقیقی کلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ایران بود.
در جنبه سیاسی، ملت ایران در این سال، چه در راهپیمایی بیست و دوم بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آن چنان حضوری از خود نشان داد و آن چنان شاخصی را برای اقتدار ملی در تاریخ منطقه ثبت کرد که نظیر آن را در گذشته کمتر داشتیم.
چهارم؛ نقش رسانه ها در برخورداری جامعه جهانی از تولیدات ملی: «سال 88 اصلاح الگوی مصرف»، «سال 89 همت مضاعف، کار مضاعف»، «سال 90 جهاد اقتصادی» و اینک نامگذاری سال 1391 به عنوان سال «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» از سوی رهبر معظم انقلاب در شرایطی که تقریباً مناسبات بین المللی به دلیل وقوع تغییرات بنیادین دستخوش تغییر بوده و همه نگاهها به آن سوی مرزهاست از یک سو نشان از درک درست معظم له از سیر تحولات خارجی و در نتیجه آن نقش اقتصاد و تولید بومی در پیشرفت ملی کشور و بهبود رفاه اجتماعی مردم برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی ناشی از فروپاشی نظامهای مادی دارد و از سوی دیگر بیانگر میزان اهمیت تأثیر تحولات داخلی خاصه تقویت بنیه اقتصاد و تولید ملی بر تحولات جامعه بین المللی و احیانا در مقابله با هجمه های همه جانبه کشورهای سلطه گر علیه جمهوری اسلامی ایران از نگاه ایشان است.
ازاین رو این مهم وظیفه جامعه رسانه ای کشور بویژه تصمیم سازان عرصه فرهنگی و رسانه ای را در برنامه ریزی، ایجاد بسترهای حرفه ای برای بروز و ظهور رسانه هایی با قابلیت نقش آفرینی در حوزه های داخلی و خارجی، اطلاع رسانی به موقع و تحلیل درست شرایط برای آحاد جامعه دو چندان میکند.
«شورای عالی فضای مجازی» در واقع با تشکیل مرکز ملی فضای مجازی کشور وظیفه دارد با برنامه ریزی برای بسترسازی مفید فضای رسانه ای کشور، ملت ایران را از «پیچ تاریخی بزرگی» که در پیش دارد، به سلامت در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازی برای تقویت تولیدات ملی و حمایت مردم از تولیدات بومی عبور دهد.
در این بین البته نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی فرهنگی، همچنین حوزه های علمیه و دانشگاه ها و رسانه ملی غیر قابل انکار است. شاید در نگاه اول ارتباط ارگانیکی میان رسانه ها و آنچه سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامیده شده، نتوان یافت، اما وقتی به سلسله گفتارهای رهبر معظم انقلاب در خصوص الگوی پیشرفت اسلامی - ایرانی نگریسته شود به خوبی نقش رسانه ها و آموزش در مسیر این پیشرفت قابل مشاهده است.
آنجا که حضرت آیة ا... خامنه ای در تشریح عرصه های الگوی پیشرفت، به چهار عرصه فکر، علم، زندگی و معنویت اشاره کردند و افزودند: الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت به گونه ای تدوین شود که جامعه را به سمت جامعه ای متفکر سوق دهد و جوشیدن فکر و «اندیشه ورزی» به حقیقتی نمایان در جامعه تبدیل شود. ایشان در همین زمینه مشخص شدن راهبردها و الزامات پیشرفت در عرصه فکر و توجه به ابزارهای آن از جمله «آموزش و پرورش و رسانه ها» را در تدوین الگوی پیشرفت مهم دانستند.
بر این اساس رسانه ها در سال 91 علاوه بر اینکه می توانند انقلابی داخلی در ساختار و حرکت خود پدید آورند و به سوی خلاقیتهای خبری همراه با اخلاق مداری و پرهیز از بزرگنمایی افتراقات بخصوص در حوزه های مهم راهبردی (از جمله داخلی و خارجی) حرکت نمایند، نقشی بی بدیل در حمایت از تولیدات بومی ایفا خواهند کرد.
به نظر می رسد، پیچ تاریخی که رهبری عزیز از آن تعبیر کرده است، منحصر به سقوط چند نظام عربی وابسته به غرب نباشد، بلکه منظور از این پیچ حتی وقوع تغییرات در تمدنهای غربی نیز هست بنابراین جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور عدالت محور باید خود را برای آغاز یک دوره تاریخی جدید آماده نماید و در این راستا همه حوزه ها از جمله فرهنگ و در ذیل آن رسانه ها باید به حمایت از اقتصاد ملی گام بردارند.
لزوم گسترش فرهنگ استفاده از تولیدات ملی به عنوان یک ارزش و غرور ملی در بعد داخلی و گسترش تولیدات رسانه ای داخلی برای جلوگیری از آثار سوء تولیدات خارجی در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می تواند راهکارهای پیش روی رسانه ها برای حمایت از این جهاد ملی باشد.
البته در این هماورد رسانه ها باید وظیفه برخورداری جامعه بین المللی از تولیدات داخلی را نیز برعهده داشته باشند و به بازتاب موفقیتهای داخلی همت گمارند.


موضوع : وظايف دولت و ملت در حمايت از كار وسرمايه ملي

منبع : قدس آنلاين




 
 
[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:42 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 1
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 13 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/